![]() |
![]() |
|
| گاه گاه که می گذرم ... |
|
عبور می کنی از من می گذری _ آرام و بی صدا _ توهّم تنهایی مرا در خود می شکند و قبل از گذشتنت من، به انتهای خود می رسم |
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و چهارم آذر 1385ساعت 20:38 توسط شبگرد سکوت |
|
|
نمی دانم چرا هر شب دلم آشوب دارد دلم فریاد می کند دلم بی قرار است بی تابانه هر شب با کابوس تنها ماندن، فریاد می زنم و از خواب می پرم تنها نیستم و با منی نکند ...؟ ...؟ نکند خیال رفتن داری ؟ ؟ ؟ |
|
+ نوشته شده در
جمعه هفدهم آذر 1385ساعت 21:17 توسط شبگرد سکوت |
|
|
نوازشم کن نوازشم کن که محتاجم محتاج حرف هایت که مرهم است حتی محتاج خنده هایت که هیچ گاه بر لبانت سبز نشد نوازشم کن با دستای یخ زده ات که هرگز بر گونه هایم حس نشد ذرّه ای نوازشم کن که سخت محتاجم |
|
+ نوشته شده در
جمعه دهم آذر 1385ساعت 16:58 توسط شبگرد سکوت |
|
|
هیچ کس صدای گریه کردنتو نمی شنوه به جز من هیچ کس صدای پچ پچ کردنتو، تو تنهایی هات نمی شنوه به جز من همه با غم هات شاد می شن به جز من همه صدای خنده هاتو می شنون به جز من آرزو دارم همیشه شاد باشی چه با من چه بی من |
|
+ نوشته شده در
جمعه سوم آذر 1385ساعت 22:13 توسط شبگرد سکوت |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| من و ... |
تو
شبگرد واژه های پر از سکوت من بودی و من ... بازیچه ای برای شعرهای تو . . . |
| لبخندی برای ... |
|
می دونی که بی تو . . . اولین شب آرامش اگه عشق منی چرا . . . آخی نازی کلیپ خداحافظی کلیپ اٍبرو کلیپ موسیقی آرشیو پیوندهای روزانه |
| غبار خاطرات گذشته |
|
آذر 1386 شهریور 1386 خرداد 1386 اسفند 1385 بهمن 1385 دی 1385 آذر 1385 آبان 1385 مهر 1385 شهریور 1385 |
|
RSS
|