![]() |
![]() |
|
| گاه گاه که می گذرم ... |
|
از دستان کوچکت، درختی بزرگ بر بار می نشیند دریایی، تلاطم می گیرد گنجشک آواز سر می دهد با خنده هایت گرچه نامفهوم باشد، صبا می خندد و به وسعت تنهایی خود می رسد واژه به واژه ی صدایت در گوشم می رقصد پایکوبی می کند و به آرامی محو می شود در دستانم می کارمت ولی شاخه های اضافه ات را هرس نمی کنم و این را خوب می دانم که در تنگنای شاخه های پیچ در پیچت، نفسم به پایان می رسد و تو همچنان، بزرگ می شوی و نفس می کشی
|
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و ششم آبان 1385ساعت 18:37 توسط شبگرد سکوت |
|
|
دنیای خوبم ! احساس همدردی ام را با گلبرگی از قلمم تقدیمت می دارم. در شبی سیاه تر از تمام شب ها، دنیای من عروج فرشته ی مهربانی را دید که به سوی خدایش خوانده شده بود.
شبی بود که چشم های دنیای کوچکم به بزرگی ی آسمان بارید و طعم تلخ باریدن را در قلب کوچکش فهمید فرشته ای که دنیای کوچکم را با دنیای کوچک و قلب بزرگش، به آرامی رها کرد امیدوارم که تسلی ی خاطرت باشد
بهترین و بهاری ترین گل خوشبوی من |
|
+ نوشته شده در
جمعه نوزدهم آبان 1385ساعت 21:58 توسط شبگرد سکوت |
|
|
باز باران صدایم می کند از زیر خروارها خاک بر تنم جاری می شود و طنین زندگی را در دلم می اندازد و من از مهر لبریز می شوم و به شوق دیدن باران سر از خاک برون می آورم
|
|
+ نوشته شده در
جمعه دوازدهم آبان 1385ساعت 22:6 توسط شبگرد سکوت |
|
|
با یاد ِ رفتنت، هر لحظه تکرار سرزنشم، زیر پاهایت به گوش می رسد خش خش ِ اندامم برگ های بی گناه ِ وجودم اعتراف می کنند آری دوست داشتنت را در دل غم اعتراف می کنند با تو حصار ِ سرد و فلزی وجودم، گل می دهد و سبز می شود دریغ ؛ چه زود می رسد از راه عبور تو از من
|
|
+ نوشته شده در
جمعه پنجم آبان 1385ساعت 20:45 توسط شبگرد سکوت |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| من و ... |
تو
شبگرد واژه های پر از سکوت من بودی و من ... بازیچه ای برای شعرهای تو . . . |
| لبخندی برای ... |
|
می دونی که بی تو . . . اولین شب آرامش اگه عشق منی چرا . . . آخی نازی کلیپ خداحافظی کلیپ اٍبرو کلیپ موسیقی آرشیو پیوندهای روزانه |
| غبار خاطرات گذشته |
|
آذر 1386 شهریور 1386 خرداد 1386 اسفند 1385 بهمن 1385 دی 1385 آذر 1385 آبان 1385 مهر 1385 شهریور 1385 |
|
RSS
|